لسان الملك سپهر
11
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بناى خانهء كعبه به دست ابراهيم سه هزار و چهارصد و بيست و نه سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً » از اين پيش بدان اشارت رفت كه آدم صفى بانى خانه مكه مكرمه است و همچنان آن خانه محل اسعاف مطالب و مطاف قادم و ذاهب بود تا هنگام طوفان نوح كه بيشتر حايط آن بنا عرضه هدم و انمحا گشت ، و بعد از تسكين طوفان آن موضع چون تلى سرخ مىنمود و مردم استجابت دعوات را بر آن تل برآمده قربانى مىنمودند و حوائج خويش مسئلت مىفرمودند تا آن زمان كه حضرت ابراهيم به تجديد آن عمارت مأمور گشت و به همراهى جبرئيل عليه السّلام از شام به سوى مكه احرام بست تا به دستيارى اسماعيل آن بنا را به انجام رساند . و چون اسماعيل را به صيد نخجيران رغبتى تمام بود و در دامن كوهى نشسته به تراشيدن تير قيام مىفرمود كه پدر بزرگوارش در رسيده وى را دريافت و ابلاغ آن بشارت كرد . پس اسماعيل شاد خاطر در خدمت پدر بر سر آن تل آمده براى تشخيص حدود آن حايط بايستادند ، ناگاه ابرى كه چون شير داشت بر فراز خانه پديد شد كه سايهء آن بىزياده و نقصان اندازه فسحت خانه بود ، آنگاه صدائى از آن ابر گوشزد ابراهيم گشت كه : اى ابراهيم جدران اين بنا را به اندازهء سايه من بنيان كن ، و خروشى از آسمان برخاست كه : اى ابر پاداش تو هدر نشود در هواى مكه بمان كه تو سايهبان خير البشر خواهى بود ، و اين همان ابر بود كه مظله سيّد المرسلين بودى . على الجمله حضرت خليل به مدد اسماعيل و ارشاد جبرئيل به ساختن خانه مكه پرداخت ، پسر سنگ آوردى و پدر به روى هم نهادى ، چندانكه طول قامت به بالاى آن وفا ننمودى . پس ابراهيم سنگى به زير پا نهاده بر آن بر آمد تا به آسانى در ترفع آن ديوار پردازد ، همانا اثر قدم مباركش بر آن سنگ بماند و آن سنگ به مقام ابراهيم
--> تحش و معكا را زائيد ( كتاب مقدس عهد عتيق ترجمهء فاضل خان همدانى ؛ وليم گلن . - تهران : اساطير ، 1379 . سفر تكوين ، فصل بيست و دوم ، آيه 20 - 24 ) .